شيخ ذبيح الله محلاتى
33
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
رنجش پيدا مىكند زنى ديگر آمنه يا امينهنام را در حبالهء نكاح خود درمىآورد و اين زن صاحب طبع و شاعره و از فصحاى عصر خود بوده و زياده از حد متعارف بابن دمينه مهر و محبت داشته و محاورات شاعرانه بين زوج و زوجه واقع شده چنان كه وقتى در مجلس اين ابيات را خطاب بابن دمينه انشاء نمود و انت الذى اخلفتنى ما وعدتنى * و اشمت بى من كان فيك يلوم و ابرزتنى للناس ثم تركتنى * لهم غرضا ارمى و انت سليم فلو كان قول يكلم الجسم قد بدا * بجسمى من قول الوشاة كلوم و بعضى ابيات رائقه اين زن در كتاب اغانى و تزيين الاسواق نگاشته شده از آن جمله اين سه بيت است كه در وصل حبيب گويد . تجاهلت و صلى حين لاحت عمايتى * فهلا صرمت الحبل اذانا ابصر ولى من قوى الحبل الذى فد قطعة * نصيب ولى رأى و عقل موفر و لكن ما آذنت بالصرم بغتته * و لست على مثل الذى جئت اقدر ( خيرات حسان ) بانوئى كه بعد از تلف اموال خود مسرور بود علامهء خبير شيخ محمّد على معروف به فقيه تبريزى در كتاب بحر الجواهر خود از مبرد حديث كند كه گفت بر زنى نازل شدم كه مال كثير داشت و همچنين غلامان و كنيزان و اولاد و خدم و حشم بسيار براى او بود چند روز در منزل او ماندم چون خواستم حركت بنمايم او را گفتم آيا حاجتى دارى تا در اسعاف آن حاجت سعى خود به كار برم آن زن گفت بلى حاجت من اين است كه هرگاه به اين بلد عبور دادى به خانه من نازل شوى مبرد گويد من از نزد آن زن مرخص شدم بعد از چند سال دوباره به خانه آن زن وارد شدم ديدم آن زن در نهايت فقر و بيچارگى جميع اموال او نابود شده است و همه فرزندان و غلامان و كنيزان از دست او رفته و منزل سابق را هم فروخته با اين همه خوشحال و خندان در كمال بهجت و سرور است او را گفتم با اين همه ترا مسرور مىبينم از چه